![]() |
![]() |
|
| ×××شمع می سوزد و پروانه به دورش همه شب من که می سوزم و پروانه ندارم چه کنم××× |
|
آه اگر راهی به دریاییم بود گر به مردابی ز جریان ماند آب از سکون خویش نقصان یابد آب جانش اقلیم تباهی ها شود ژرفنایش گورماهی ها شود آهوان ای آهوان دشت ها گاه اگر در معبر گل دشت ها جویباری یافتید آواز خوان رو به استغنای دریاها روان جاری از ابریشم دریای خویش خفته بر گردونه ی طغیان خویش یال اسب باد در چگال او روح سرخ ماه در دنبال او برفرازش در نگاه هر حباب انعکاس بی دریغ آفتاب خواب آن بی خواب را یاد آورید مرگ در مرداب را یاد آورید فروغ فرخ زاد |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385ساعت 0:13 توسط سوگند |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
من متولد۱۱/۱۲/۶۶ ساکن خوزستان هستم.
از پیاده روی_ تار یکی_ شادی وخنده_ باران _رنگ آبی_ شعر _ فسنجون_ آهنگ های خیلی آرام وبه عبارتی غمگین _معاشرت با دوستان_ اینترنت _مطالعه خوشم میاد واز هوای گرم _شلوغی _صدای جیغ بچه ودخالت در کارهایم متنفرم. ودر حال حاضر دانشجوی رشته کامپیوتر هستم ودر اخر: به کسی عشق بورز که لایق عشق باشدنه تشنه ی عشق چون تشنه روزی سیراب می شود. اینم آیدی من sogand66_m@yahoo.com |
|
RSS
|