![]() |
![]() |
|
| ×××شمع می سوزد و پروانه به دورش همه شب من که می سوزم و پروانه ندارم چه کنم××× |
|
تو اگه پرنده باشی چشای من آسمونه راز پر کشیدنت رو کسی جز من نمیدونه واسه من سخت که بی تو بنویسم مشق پرواز با صدای ساز خسته تر کنم گلوی آواز من و تو گرچه اسیریم حیفه از غصه بمیریم بیا تا آخر دنیا بشینیم و پر نگیریم جای پر زدن زمین نیست توی قلب آسمونه قصه ی مرگ و جدایی تو کتابا جا میمونه نگو عمرمون تموم شد بعد از این دیگه غمی نیست بیا فردا رو بسازیم اینکه فرصت کمی نیست اشک پاکتو نگهدار واسه غسل تن پرواز زنده کن صدای ساز و که رسیده وقت آغاز
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386ساعت 2:25 توسط سوگند |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
من متولد۱۱/۱۲/۶۶ ساکن خوزستان هستم.
از پیاده روی_ تار یکی_ شادی وخنده_ باران _رنگ آبی_ شعر _ فسنجون_ آهنگ های خیلی آرام وبه عبارتی غمگین _معاشرت با دوستان_ اینترنت _مطالعه خوشم میاد واز هوای گرم _شلوغی _صدای جیغ بچه ودخالت در کارهایم متنفرم. ودر حال حاضر دانشجوی رشته کامپیوتر هستم ودر اخر: به کسی عشق بورز که لایق عشق باشدنه تشنه ی عشق چون تشنه روزی سیراب می شود. اینم آیدی من sogand66_m@yahoo.com |
|
RSS
|